سپهرسپهر، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 10 روز سن داره

سپهر عشق مامان

بهترین ها رو واست آرزو میکنم آسمان قشنگم

سلام. میدونم میدونم قرار نبود بیام. ولی امروز رو هم اومدم اداره. میخواستم امروز رو مرخصی بگیرم بنا به دلایلی(خصوصی). ولی نشد و اومدم سر کار. دو تا خبر عالیه عالی دارم. یکی اینکه دیگه سپهر مامانی دیگه میتونه همه چیز بخوره (به پروتئین گار حساسیت داشت) یه مدت بهش بیسکوییت و چیزایی که توشون شیر خشک بود ، هم خودم خوردم و هم به سپهر بستنی دادم، بعدش آزمایش داد و خدا رو هزار مرتبه شکر آزمایشش منفی بود. تا حالا دو بار بهش بستنی پاستوریزه وانیلی دادم.کلی کیف کرده و دوست داره.ماست رو هم همینطور. واسش کته درست کردم. هورت میکشید گل پسر. خدا رو هزار بار شکر.   امروز هم در اوج دپرس بودن و عصبی بودن ...
11 مرداد 1391

چند روز تعطیلی

سلام به همه ی مامانای خوب و دوست داشتنی. با اجازه ی همگی من و آقا سپهر 2 هفته ای نیستیم و نمیتونیم بهتون سر بزنیم و خاطراتمون رو واستون بنویسیم. آخه مامانی 2 هفته تعطیله. توی خونه هم که کماکان رایانه در دسترس نیست. اما اگه شد از دستگاه خاله ریحانه استفاده میکنیم و میایم خدمتتون. اما مامان سپهر قول میده خاطرات رو روی کاغذ بنویسه که به محض گیر آوردن کامپیوتر خاطرات رو درج کنه. امیدوارم طاعات و عبادات نی نی ها و مامانای مهربون مورد قبول حق تعالی قرار بگیره. خیلی التماس دعا دارم. دلم خیلی گرفته.تورو خدا واسم دعا کنید. پیشاپیش عید سعید فطر رو هم به همه تبریک میگم. خیلی دوستتون داریم. دلمون واستون تنگ میشه ...
10 مرداد 1391

آدمهایی هستن که ...

" آدمایی هستن که ... "     آدمایی هستن که هروقت ازشون بپرسی چطوری؟ می گن خوبم.. وقتی می بینن یه گنجشک داره رو زمین دنبال غذا می گرده, راهشون رو کج می کنن از یه طرف دیگه می رن که اون نپره... اگه یخ ام بزنن, دستتو ول نمی کنن بزارن تو جیبشون... آدمایی که از بغل کردن بیشتر آرامش می گیرن تا از چیز دیگه همونایین که براتون حاضرن هرکاری بکنن اینا فرشتن...   تو رو خدا اگه باهاشون می رید تو رابطه , اذیتشون نکنین... تنهاشون نزارین , داغون می شن !!! همین‌ها هستند که دنیا را جای بهتری می...
10 مرداد 1391

داستانی تلخ اما واقعی

  بـوی کباب ... / داستانک تلخ اما واقعی مردی با تسلیم شکوائیه ای به قاضی شورای حل اختلاف گفت: چندی قبل خانه محقر و مخروبه ای را در چند کیلومتری حاشیه یکی از شهرک های مشهد خریدم. اما چون وضعیت مالی مناسبی نداشتم اتاقی را که گوشه حیاط بود اجاره دادم. مدتی از اجاره منزل نگذشته بود که احساس می کردم فرزندان خردسالم دچار افسردگی شده اند. وقتی از سرکار به خانه می آمدم آن ها از من طلب «کباب» می کردند من که توان خرید «گوشت» را نداشتم هر بار با بهانه ای آن ها را دست به سر می کردم تا این که متوجه شدم هر چند روز یک بار از اتاقی که به اجاره واگذار کرده ام «بوی کباب&Aci...
3 مرداد 1391

تولد مادر جون و خاله ریحانه

راستی یادم رفت بهت بگم . 31 تیر تولد خاله ریحانه بود. تولدش مصادف با اولین روز ماه رمضان بود. اولین افطاری سال 91 رو خونه آقاجون بودیم . بعدش تولد خاله رو جشن گرفتیم و کادوش رو دادیم. امروز هم 2 مرداد 91 تولد مادر جونه اینجا هم تولد قشنگشون رو به هردوشون تبریک میگیم. بفرمایید کیک تفلد : ...
2 مرداد 1391

من اومدم - تولد بابایی

سلام و صد سلام به پسر قشنگ و نازم. ماشالا هزار ماشالا روز بروز داری بزرگتر و شیطون تر و بامزه تر میشی عزیز دلم. پسر گلم، خدا رو شکر با دعای تو پسر نازم که مطمئنم یواشکی به خدا گفتی مامانم خوب بشه، خدا رو شکر خیلی بهترم. ازت معذرت میخوام که چند وقتی نیومدم خاطرات قشنگت رو  اینجا ثبت کنم. ایشالا که بتونم تلافیه این چند وقت رو در بیارم . خوب عکسهای مربوط به تولد بابایی رو که 15 تیر بوده و مصادف با ولادت حضرت مهدی موعود (عج) توی این پست میزارم. و باقی رو توی پستهای بعدی. البته غیر از این فعلا بقیه عکسهات رمز دارن.چون بعد از تولد بابایی، بابایی موهای سر قشنگت رو تراشید.شاید یکی از دلایل افسردگی من این بود...
2 مرداد 1391

سپهری 11 ماهه میشود

    سلام عزیز دل مان، الهی فدات بشم. حواس جمع مامانی رو میبینی؟ اصلاً حواسم نبود که امروز 10 ماهگیت تموم میشه و وارد ماه 11 میشی الهی دورت بگردم. بزرگ مرد مامانی یک ماه بزرگتر شده. الهی دورت بگردم الهی مبارکت باشه و 120 سالگیت رو جشن بگیری قربونت برم. توی این ماه که هستی حالا کاملا بلدی: - چهار دست و پا بری - دست بزنی و یه خورده با حالت رقص دستتو بچرخونی - وقتی غذا نمیخوای بخوری، قاشق رو که نزدیکت میارم، چنان نازی میکنی و گردن و صورت قشنگت رو کج میکنی اون طرف که دل مامانی غش و ضعف میره - یه خورده هم قلدر شدی - یه شلیل رو کامل میخوری. - بابایی که میاد اینقد واسش ذوق...
2 مرداد 1391
1